نپنتی به قلم آزاده دریکوندی
پارت پنجاه :
فقط یک حوله کوچک دور کمرش بسته بود و هوای صبحگاهی که روی تن نمدارش مینشست، خنکش میکرد.
روی تخت استخری توی روف گاردن دراز کشید و به آسمان آبی بالای سرش نگاه کرد.
صدای فرانک سیناترا از گرامافون توی سالن به گوشش میرسید.
و او...
بی هیچ حرفی به آسمان نگاه میکرد و پنجه پایش را همزمان با موسیقی تکان میداد.
خوشحال بود... خوشحالِ خوشحال!
نیکآذرها را به خاک سیاه نشانده ب
مطالعهی این پارت حدودا ۱۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
«کوثر»
0من زیاد اهل کامنت گذاشتن نیستم، ولی بخش پایانی این پارت باعث شد بخوام بگم: عرررررررر😭سورن دلشو داده.. .
۴ ماه پیشدینا
1العی منوچ دوباره زنده شه و دوباره بمیره واسه اون قلب بیچارت:)))
۴ ماه پیشحدیث
1خسته نباشی آزاده جون💚ممنون بابت پات خوبت مخصوصا قسمت آخر🤣
۶ ماه پیشحدیث
2رعنا بیوتی 🥲 مرتیکه ی بدرد نخور ببین با اون زن چیکار کردی کاش تو هم به سرنوشت منوچ دچار بشی
۶ ماه پیشحدیث
1واییییی سورننن انگار کم کم داری سر عقل میای یکم دیگه زبون بریز بلکه اسلحه از یاد دنیز بره
۶ ماه پیشحدیث
1واقعا هم بیچاره ای مرد دلم برات میسوزه ای گور بابات منوچ😫😫
۶ ماه پیشRoghayyeh
1حیف جونی مامانت که بابای خاک تو سرت ریده توش
۶ ماه پیشپرنیا
3سورنا به خودش گفت بیچاره 😂تو بیچاره میکنی بیچاره نیستی داداچ
۶ ماه پیشمحیا
3سورن چقدر خشکه بابا یکی دو کلمه هم حرفای محبت آمیز بزن دنیز یادش بره اون اسلحه رو 😁😁پارت طولانی بود خسته نباشی 🥰🥰
۶ ماه پیشZahra
0نگووووو سورنا بچم خیلیم با احساسه برای نیلی بود برای دنیز هم با احساس میشهههههه😭😍
۶ ماه پیشZahra
1آخ سورنا جذاب
۶ ماه پیشبهناز
0عکس شخصیت دنیز کدوم بازیگره؟
۶ ماه پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
بازیگر نیست. یه چهره اینستاگرامیه
۶ ماه پیش•مریم•
2اووه بعد از مدت ها اسم منوچهرخان دوباره وسط اومد... فکر کنم فقط من هستم که از منوچهرخان خوشم میاد و دلم براش تنگ شده🥲🩶
۶ ماه پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
منوچهر خیلی طرفدار نداره... حالا بنده خدا منوچهر به اون خوبی... به قول فهمیه تو پایتخت مردی با اون هیکل...😓
۶ ماه پیش•مریم•
0منوچهرخان تصمیم هایی میگرفت وکارهایی میکردکه واقعاوحشتناک و سنگ دلانه بوداما پشت تک تک اون کارهاش دلیل بود،منطق بودحس بود وهمین منوچهروبرای من خیلی جذاب میکنه،منوچهرهمیشه سعی کردبه سورن درس بده درس های بی رحمانه ای که باعث بشن سورن بعدهاضربه نخوره ازپادرنیاد
۶ ماه پیش•مریم•
0منوچهر توی اوج قدرت و شکوه بازی رو تموم کرد و توی ذهن همه یک شطرنج باز حرفه ای باقی موند، ترجیح داد توی شکوه بازی رو تموم کنه تا اینکه بخواد یک زندگی معمولی رو با خفت انتخاب کنه منوچهر تا آخر برای همه و برای همیشه منوچهرخانه و پدرخوانده!!
۶ ماه پیشمحدثه
1واقعا البته گذشته اونم مثل سورنه قطعا سورنم خیلی وحشی بود ولی وقتی ادم جریان زندگیش میخوند از وحشی گریش حالش بد نمیشد شاید منوچهرم همچین شخصیتی داشته ک ما بیخبریم
۶ ماه پیشجانان
0این اسما که یکی دیگه رو تور کرده، ما اشکان رو داشتیم واسش جور میکردیم که
۶ ماه پیش•مریم•
0واییی نه نگوو
۶ ماه پیشآیه
0بالاخرهههههه اعترافففف کرددددد🥳🥳🥳🥳🥳 ایشالله کی قراره شیرینیشو بخوریم نویسنده جان؟
۶ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Asal
0واقعا سورنا مرده خوبیه